نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 86 شهریور 1 توسط
بهار انتظار | نظر بدهید
به نام خداى بخشاینده مهربان
اِلهى لَیْسَ لى وَسیلَةٌ اِلَیْکَ اِلاّ عَواطِفُ رَاْفَتِکَ وَلا لى ذَریعَةٌ
خدایا وسیله اى به درگاهت ندارم جز عواطف مهرت و به سویت دست آویزى ندارم
اِلَیْکَ اِلاّ عَوارِفُ رَحْمَتِکَ وَشَفاعَةُ نَبِیِّکَ نَبِىِّ الرَّحْمَةِ وَمُنْقِذِ الاُْمَّةِ
جز آنچه معروف است از رحمتت و شفاعت پیامبرت پیامبر رحمت و نجات ده امت
مِنَ الْغُمَّةِ فَاجْعَلْهُما لى سَبَباً اِلى نَیْلِ غُفْرانِکَ وَصَیِّرْهُما لى وُصْلَةً
از غم و اندوه پس اى خدا همان دو را وسیله رسیدنم به آمرزشت قرار ده و سببى براى رسیدنم
اِلىَ الْفَوْزِ بِرِضْوانِکَ وَقَدْ حَلَّ رَجاَّئى بِحَرَمِ کَرَمِکَ وَحَطَّ طَمَعى
به سعادت خوشنودیت گردان زیرا که بار امیدم در حریم کرمت فرود آمده و مرکب طمعم به
بِفِناَّءِ جُودِکَ فَحَقِّقْ فیکَ اَمَلى وَاخْتِمْ بِالْخَیْرِ عَمَلى وَاجْعَلْنى مِنْ
آستانه جود تو زانو زده پس اى خدا به آرزوى من جامه عمل پوشان و پایان کارم را بخیر گردان و
صَفْوَتِکَ الَّذینَ اَحْلَلْتَهُمْ بُحْبُوحَةَ جنَّتِکَ وَبوَّاءْتَهُمْ دارَ کَرامَتِکَ
در زمره آن دسته از برگزیدگانت قرارم ده که در وسط بهشتت فرودشان آوردى و در خانه بزرگوارى خویش جاشان دادى
وَاَقْرَرْتَ اَعْیُنَهُمْ بِالنَّظَرِ اِلَیْکَ یَوْمَ لِقاَّئِکَ وَاَوْرَثْتَهُمْ مَنازِلَ الصِّدْقِ
و دیده آنها را در روز دیدار به همان نظر کردنشان بسویت روشن کردى و جایگاههاى راستى را در جوار خویش بدیشان
فى جِوارِکَ یا مَنْ لا یَفِدُ الْوافِدُونَ عَلى اَکْرَمَ مِنْهُ وَلا یَجِدُ
سپردى اى که واردین بر کریمتر از او وارد نشوند و قاصدان
الْقاصِدُونَ اَرْحَمَ مِنْهُ یا خَیْرَ مَنْ خَلا بِهِ وَحیدٌ وَیا اَعْطَفَ مَنْ اَوى
مهربانتر از او نیابند اى بهترین کسى که شخص در تنهایى با او خلوت کند و اى مهربانترین کسى که شخص آواره
اِلَیْهِ طَریدٌ اِلى سَعَةِ عَفْوِکَ مَدَدْتُ یَدى وَبِذَیْلِ کَرَمِکَ اَعْلَقْتُ کَفّى
به درگاهش جا و مسکن گیرد به سوى عفو وسیعت دست (نیاز) دراز کرده و به ذیل کرم تو چنگ (حاجت ) انداخته ام
فَلا تُولِنِى الْحِرْمانَ وَلا تُبْلِنى بِالْخَیْبَةِ وَالْخُسْرانِ یا سَمیعَ الدُّعاَّءِ
پس مرا محروم برمگردان و به زیان و خسران دچارم مساز اى شنواى دعا
یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ
اى مهربانترین مهربانان


